قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

415

درة التاج ( فارسى )

مقالت بنجم از فن اول در « 1 » منطق در حجت و « [ آن ] » مشتملست بر مقدمه و سه تعليم « 2 » تعليم اول : در قياس اقترانىّ حملى . تعليم دوّم : در قياس اقترانى شرطىّ . تعليم سيّم : در قياس استثنائىّ . مقدمه در تعريف حجت و قياس و تقسيم ايشان حجت قولى باشذ . معقول ، يا مسموع - مؤلّف از قضايا - كى قصد كنند به آن ايقاع تصديق ، يا تخييل بقضيهء ديگر . و او [ ( يا ) ] مشتمل باشذ بر مطلوب ، يا نقيض او ، يا نباشذ و اوّل قياس است . و دوّم خالى نباشذ از آنك : مطلوب مشتمل باشذ بر بعضى از قضايا - كى موضوع است در حجت ، يا نباشد ، و اول استقراست و ما معه ، از آنها - كى مشابه استقرا باشند ، و استقرا نباشند . و دوم خالى نباشذ از آنك ملزوم مطلوب باشد ، يا نباشد ، و اول قياس مساواة است و دوم تمثيل « 3 » و ما معه ، جون قياس فراسى ، و تمثيلات خالى از جامع . و هر قضيهء را كى جز و حجتى كنند مقدّمه گويند ، و مطلوب را بعد از حصول نتيجه . و قياس حجتى باشذ كى لازم آيذ از تسليم آنج وضع كرده باشند در آن لذاتها تسليم قضيهء كى مذكورست در حجت . و باينك گفتيم لازم آيد « 4 » « ( احتراز كرديم از استقرا و تمثيل و ما معهما ، و باينك گفتيم لذاتها ) » احتراز كرديم از آنج مستلزم باشذ از براى خصوصيت مادّه ، يا از براى قضيهء ثالثه - كى غير عكس مستوى « 5 » يكى از آن دو قضيه باشذ - كى جزو قياس‌اند و

--> ( 1 ) - در بيان - م . ( 2 ) - سه تعليم مقدّمه در تعريف حجت و قياس و تقسيم ايشان - م . ( 3 ) - تمسك - اصل . ( 4 ) - يلزم - اصل ، - لازم آمد - ه . ( 5 ) - مساوى - م .